پنجشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۹

goosaale

Bebin man mitarsam dige nemyam. Migan too koocheh ha mamoor makhfy gozoshtan

-

Heyf shod. Az emshab samaneh ham mikhast byad bahamoon.

-

-

-

:O mikhay bebarish? Age begiranesh chi? Nemitoonam tanhat bezaram refigh.

یکشنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۰۹

پاره. ستونِ جنجالیِ پرونده‌ی بیست‌وهفتم



پنجشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹

الان برای خیلی‌ها وقتِ بردن است. وقتِ پریدن است. پول و زور دستِ آن‌هایی ست که مانده‌اند بی نفر. از قلم بگیر تا چماق قیمتش کشیده بالا. زیاد هم می‌خرند فروشنده پیدا می‌شود بالاخره. جنسش مرغوب باشد و تیراژش بالا، می‌شود رادان و مرآتی و بیست و سی. کوچک و کم باشد مدیرِ حراست می‌شود بخش‌نامه می‌دهد تدارکات دیگر خودکار و ماژیکِ سبز نخرد. نماینده‌ی مجلس می‌شود موافقتِ وامش مانده معطلِ نطقِ پیش از دستور. پیرَن‌فروشِ خیابانِ ستارخان می‌شود که عکسِ احمدی‌نژاد چسبانده پشتِ شیشه مالیاتش را ببخشند. سردبیرِ مجله‌ی بسیج دانشجویی می‌شود به امید فراغتی از غصه‌ی سربازی و کار و کنکورِ ارشد. نویسنده‌ی وبلاگ‌هایِ «مدیرکل»دار می‌شود که نرسیده دارد مشقِ مقام می‌کند. نگو «این‌ها هم عقیده دارند» نگو «قضاوت نکن». باید رید توی ایمانی که بابتش پاداشِ نقدی بدهند و مومن شک نکند. بچه که نیستیم، مومنین کِی خرجِ زندگی‌شان را از ایمان در می‌آورند. پشت شان به زورِ ارباب گرم است. بگیر ازشان ببین جرات دارند یک شعار در ازای عقیده بدهند این عاشقانِ شهادت؟ این‌ها را از رویِ حرف زدن‌شان، از رویِ ادای اعتقاد درآوردن‌شان می‌شناسیم. قیافه‌شان شبیهِ همان‌هایی ست که شب‌هایِ موشک‌باران پودر و روغن انبار می‌کردند. شبیهِ همان‌هایی ست که النگو از دستِ جنازه‌ی بمی کشیدند. شبیهِ همه‌ی آن هایی ست که هروقت بلا آمده بارشان را بسته‌اند. چه‌قدر هم زیاد است توی این ایران بلا و جیره‌خورهایش. چه قدرضرب المثل یادمان می‌آید از کسانی که بلدند هر جنسی را کِی بفروشند.

شنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۰۹

«بازم پرونده؟ چه زود گذشت.»

جمعه ۲۰ نوامبر ۲۰۰۹

نمایندگانِ محترمِ پارلمان در کشورهایِ شرقِ آسیا. یک تارِ موی گندیده‌ی شماها که سرِ حقوقِ موکلان‌تان وسطِ مجلس و جلو چشم دوربین‌های دنیا عینِ سگ به هم می‌پرید شرف دارد به بی‌شرف‌هایی که در انتظارِ وقتِ نماز و ناهار لم داده‌اند روی صندلی و تنها فعالیت‌شان فشار دادنِ آن دکمه‌ای ست که بالاسری‌ها دستور بدهند. غلط کردم اگر هروقت تلویزیون دعواتان را نشان داد خندیدم بهتان.

پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

ehtyaat

shonzda azar barname chieh?

-

-

Char javabamo nemidi? Migam shonzda azar koja berim?

-

-

Az in shookhia nakon too sms

-

Shookhi chieh!!?

-

Ahan bebakshid!! Manzooram in bood kooja berim be shoolooghia nakhorim :P

یکشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹

مناظره.

شاید این شماره‌ی پرونده از وجود بزرگانی هم‌چون آرش آرین و ادیب فروتن و کوشا خدابنده‌لو بی‌بهره باش، اما هم‌چنان می‌تواند اوقاتِ خوشی را برای شما...چیز کند.